، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

مامانی در کنار یه فرشته

بدون عنوان

عاقبت در یک شب از شب های دور کودک من پا به دنیا مینهد آن زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر مینهد آن زمان طفل قشنگم بیخیال در میان بسترش خوابیده است بوی او چون عطر پاک یاس ها در مشام جان من پیچیده است ان زمان دیگر وجودم مو به مو بسته با هستی طفلم میشود آن زمان در هر رگ جای خون مهر او در تار و پودم میشود میفشارم پیکرش را در برم گویمش چشمان خود را باز کن همچو عشق پاک من جاوید باش در کنارم زندگی آغاز کن میگشاید نور چشمم دیدگان بوسه ها از مهر بر رویش زنم گویمش آهسته ای طفل عزیز میپرستم من تو را مادر منم ...
1 مهر 1392

سرماخوردگی مامان فرشته

مامان جونم من سرما خوردم از صبح تا حالا هزارتا عطسه کردم. وقتی رفتم خونه قرص حساسیت می خورم..چو ن الان خوابم می گیره من هم که حسابی خواب آلو شدم جدیدا ...
31 شهريور 1392

بدون عنوان

سلام فرشته مامان امروز می خوام از بابا برات تعریف کنم. بابا عاشق فیلم و بازی هست. وقتی می ریم خرید یکراست میره تو اسباب بازی فروشی..همیشه می گه بیا برا نی نی اسباب بازی بخریم اما من می دونم واسه خودش می خواد و من نمی ذارم....اینو بگم کلی تانک و تفنگ و این چیزا داره... بعضی رزوها فک می کنم اگه تو بیایی بابا چقدر خوشحال می شه آخه می تونه کلی اسباب بازی بخره.... موهای بابا فرفری هست و من آرزو دارم موهای تو هم مثل اون بشه..من کلا دوست دارم تو شبیه بابایی باشی آخه من عاشقشم تو فرشته من حاصل عشق منو بابایی هستی ........ از وقتی با اون ازدواج کردم خوشبخت ترینم و با تو خوشبختی من کامل کامل می شه.. بیا و با عشق منو بابایی بزرگ شو.....
31 شهريور 1392

تقدیم به همسرم

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم فضای آشیانه تو را پر از ترانه می کنم کسی سئوال می کند بخاطر چه زنده ای ؟؟  و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
30 شهريور 1392

بدون عنوان

سلام فرشته مامان...... دلم خیلی درد می کنه..مثل پری ..خیلی درد داره..غذا با خودم سرکار نیوردم می ترسم از بیرون بگیرم می گم شاید نی نی اومده واسه اون بد نباشه... دوستت دارم فرشته مامان کاشکی این دردا واسه تو باشه ..کاشکی نشونه های تو باشه
30 شهريور 1392

بدون عنوان

فرشته مامان سلام دیروز از صبح تا شب خواب بودم صبح که تا ساعت 9 خواب بودیم با بابایی بعدش ناهار قرمه سبزی درست کردم .. خوابیدم پا شدیم ناهار خوردیم بعدش دوباره خواب دوباره خواب احساس می کنم همه خستگی هام رفع شده چند وقت بود خوابی این چنین آرزوم بود ...... الان هم یه کم دلم گرفته ...اگه نیومده باشی چی ....من این ماه همه کاری کردم ...خدا کنه اومده باشی اگه اومدی یه نشونه ای چیزی نشونم بده دلم بدجوری ابری ست
30 شهريور 1392